عید
عید آمده در غربت خوش خانه میسر نیست
از بهــر کف کـــودک عیدانه میسر نیست
با آمدن یاران خُــــــــــرسند شدیم اما
از میوه خشک و تر یکدانه میسر نیست
از مُلک و وطن دوریم ، از میهن ما دیگر
جز درد و غم و اندوه افسانه میسر نیست
بازار اروپا بین پُرزرق و چراغان است
فانوس و چراغ اما در خانه میسر نیست
در باغ گل مـــــردم، صد دستهء گُل دیدم
در کشور ما افسوس گلخانه میسر نیست
لطف و کرمی باشد مارا طلبی باشد
گر جام می باشد جانانه میسر نیست
11.11.1999
سید عبدالواحد کشور شاهی هالند